روشن شدن حقيقتها در گذر زمان
چهارمين سالگرد زنده ياد سيد جواد ذاكر
بسم الله الرحمن الرحيم
به ياد داريم چندين سال قبل، آن روزها كه نام سيد جواد ذاكر تازه بر سر زبانها افتاده بود، اگر در مجلس و محفلي مينشستيم و حرفي از سيد ذاكر به ميان مي آمد، تعداد مخالفان او را بيشتر از طرفدارانش ميديديم و اصلا بدي گفتن از سيد جواد، شده بود نقل مجلس ها.
سيد جواد ذاكر آمد، خيلي زود معروف شد، طرفداران زيادي پيدا كرد و از همه مهمتر افراد بسياري بالاخص جوانان را به سوي هيئت ها كشاند. اين اتفاق براي عده اي سنگين تمام شد، براي آنهايي كه فكر ميكردند سيد جواد مثل خودشان كاسب است و دارد رونق بازارشان را ميگيرد! و براي عده اي ديگر...
متاسفانه به تخريب شخصيت سيد پرداختند، و بهانه اين تخريبها را بر اشعار سيد جواد گذاشتند. در حالي كه از اين دست اشعار و الفاظ را بارها و بارها از مادحين ديگر شنيده بوديم. يا آن تخريب كنندگان واقعا چيزي از عرفان و ادبيات و مدح نميدانستند – كه مسلما باورش دور از عقل است – يا ميدانستند و به دلايلي كه گفته شد خودشان را به ناداني زدند. و اين تخريب ها سيد جواد ذاكر را زير ذره بين برد. و حرفهايي بر عليه سيد جواد ذاكر در ميان مردم افتاد، مردم عوامي كه چيزي از عرفان و مدح و ادبيات نميدانستند و حرفهاي تخريب كنندگان برايشان منطقي به نظر مي آمد. و آنها نيز اين حرفها را براي ديگران نقل ميكردند.
افسوس، افسوس و صد افسوس كه در مملكتي به نام جمهوري اسلامي ايران، شخصيت يك مخلص متدين، كه اسطوره ي دلداگي به آستان آل الله است را تخريب و براي خارج كردن او از صحنه تلاش ميكنند، در حالي كه از آن طرف يك خواننده ي پاپ را با هزار منت و شوكت به يك برنامه ي تلويزيوني دعوت ميكنند و او هم يك مشت اشعار مثلا عاشقانه - كه مخاطبش يك معشوقه ي زميني است - را با هزار ادا و اطوار تحويل مردم ميدهد و در نهايت نيز با احترام و شوكت تمام از او قدرداني ميكنند!
سيد جواد ذاكر موقعيتي داشت كه ميتوانست دنياي خود را آباد كند، اما چون مرد، دست ردّي به سينه دنيا زد و نگذاشت چشمهاي بينايش همچون بسياري از اطرافيانش كور شود. اطرافيان و كساني كه منفعت دنيوي را به خوبي يافتند و سيد جواد را وسيله اي براي امرار معاش خود قرار دادند.
اين روزها، كه در آستانه ي چهارمين سالگرد وفات آن سيد عزيز هستيم، اگر در يك مجلس يا يك جا كه مردم دور هم جمع شده اند، بنشينيم به ندرت كسي را خواهيم يافت كه با او مخالف باشد. يا آن فردي هم كه مخالف است، نميخواهد پنبه را از گوشهايش در آورد. همانطور كه خداوند بارها و بارها در قرآن ميفرمايد: گمراهان خودشان را به ناداني زده اند و نميخواهند حقيقت ها را باور كنند. گذر زمان بسياري از حقيقت ها را آشكار كرد. مردم چشمهايشان را باز كردند و به خودشان آمدند. با خود گفتند "آن حرفهايي كه در مورد آن سيد گفته شد چه بود؟!" و اين سوال، حقيقت هايي را كه سالها براي مردم پنهان بود، آشكار كرد. الحق كه در حقش جفا كرديم... . اين روزها مردم معناي جمله ي "كافر به من ميگي، برو روز قيامت بيا، اون موقع گردنت دست قنبر اميرالمومنينه!" را به خوبي ميفهمند.
تاريخ بارها و بارها ثابت كرده هنگامي كه با حقيقت ها مبارزه و سعي در محو كردنشان شود، آن حقيقتها بزرگتر خواهند شد. مانند حضرت محسن بن علي عليه السلام، حضرت رقيه بنت الحسين عليه سلام و جناب شجاع الدين ابولوءلوء. براي سيد جواد ذاكر نيز همين اتفاق رخ داد. حدود چهار سال از عروج او ميگذرد، نامش نه تنها باقيست، بلكه روز به روز بزرگتر ميشود و هنوز بسياري را به هيئت ها ميكشاند. و ان شا الله اين روند به همين حالت ادامه خواهد يافت. اين است نتيجه ي عنايت كشتي نجات، به يك بنده ي خالص.
حسيني باشيد.
|
|
|