مي كه ما گوئيم هستي آورد
بسيار شنيديم در مورد كلمات ايراد انگيز (براي بعضي) چون مي و مستي وساغر و... كه مداحان در اشعار خود به كار ميبرند. نوشته ي زير روشنگر اين قضيه ميباشد:
شعر عاشقانه و عارفانه تلاطم امواجي است كه از درياي ملكوت برخاسته و بر قلب شاعر فرود ميآيد. زيبايي شعر و شاعري فقط در لطافت تركيب كلمات و بدايع معاني نيست بلكه آنچه شعر را به مرتبه ي بالاتر از بهشت اصحاب يمين مي رساند دل دادن به آيين مقربان است در بيان حقيقت عشق ورزيدن به دلبر حقيقي.
(1) لفظ جلاله ي الله كه به ذات مقدس پروردگار اطلاق ميشود اسمي است از اسما خدا كه مستجمع جميع صفات كمال است.
چنانچه در بعضي از اشعار از اهل بيت عليهم السلام به اسم الله تعبير شده مراد ذات خدا نيست كه اهل بيت عليهم السلام مخلوق خدايند، بلكه مراد جنبه ي اسم بودن كلمه ي الله است چنانكه از معصومين عليهم السلام روايت شده كه (نحن الاسما الحسني). آن بزرگواران ظهور اتم و اكمل خدا در تمام عوامل هستي ميباشند.
توضيح اينكه: اسم هر چيز نشانه اوست و نهايت عشق آن است كه عاشق با تمام وجودش معشوق را نشان دهد پس عاشق اسم و نشانه ي معشوق است و قامت دلرباي اهل بيت عليهم السلام از بلنداي عشق هم برتر و تمام اركان وجودشان اسم الله بوده و ذات و صفات و اخلاق او را بدون هيچ حد و مرزي نشان ميدهد و اينكه چهارده معصوم عليهم السلام جلوه و ظهور اطلاقي و بي حد جمال خداي متعال ميباشند همين معني است.
(2) كرامت انساني در عشق و وفا و خشوع او در بارگاه الهي است و الفاظ و قالب محدود معاني از نمايش خشوع و شكستگي عاشق در پيشگاه حضرت دوست عاجز است. لذا شاعر به تمثيل روي آورده و با استمداد از داستانهاي قرآني همانند سگ اصحاب كهف حكايت عشق و وفاي به خوبان را در سروده اش به تصوير ميكشد.
ملا محسن فيض كاشاني: نباشيم گر خود سك گوي جانان سگ كوي آنكو درآن كوست باشيم
و عارف نامي آيت الله بهاري همداني آنجا كه زائر را به هنگام بوسيدن عتبه سفارش به ترنم اين قطعه شعر نموده كه (مرا مران كه سگي سر به آستان تو ام)
(3) كلمه ي عشق و شراب و مي و مستي و جام و ساقي در فرهنگ قرآني و روايي اهل بيت عليهم السلام در حقايق معنوي نيز به كار رفته است. آيه شريفه (و سقاهم ربهم شرابا طهورا) حكايت بزم عشق حقيقي است. ساقي خداست كه شراب پاك عشق را در كام جان عشاق جمالش ريخته و در جانشان مستي عشق مي آفريند.
فيض رحمه الله عليه: فيض دائم مست و هرگز مي نخورد از شراب عشق مستي ميكنم.
اينجا همه چيز بوي عشق ميدهد. وقتي اميرمومنان علي عليه السلام قدم به سرزمين كربلا نهاد از آنجا به (مصارع العشاق) ياد كرد. طوبي لمن عشق العباده فعانقها. خوشا به حال كسي كه به عبادت عشق بورزد و با او دست به گردن شود.
هاتف اصفهاني:
هاتف ارباب معرفت كه گهي مست خوانندشان و گه هشيار
از مي و جام و مطرب و ساقي وز مغ و دير و شاهد و زنّار
قصد ايشان نهفته اسراري است كه به ايما كنند گاه اظهار
امام سجاد عليه السلام ميفرمايند: ما اطيب طعم حبّك و ما اعذب شرب قربك.
مقدمه ي كتاب عشقستان (حسن قصاب يزدلي) به قلم محمد علي بهبهاني با اندكي تصرف
|
|
|