آنچه حيات شيعه را با ارزش ميكند
اينجا همه از ذاكر دم ميزنيم ... و ذاكر از سيد الشهدا دم ميزد ... و دم زدن از سيد الشهدا يعني آنچه حيات شيعه را با ارزش ميكند.
امام صادق عليه السلام ميفرمايند: (شيعيان ما جزئي از ما هستند، كه از اضافه ي طينت ما خلق شده اند. آنچه ما را ناراحت كند آنان را ناراحت ميكند و آنچه ما را مسرور كند آنان را مسرور مينمايد)
عمر ما شيعيان را با محاسبه ساعاتي كه در ياد اهل بيت پيامبر باشيم ميتوان محاسبه كرد. براي به دست آوردن ارزش و بهاي حقيقي سال و ماه و روزمان، لحظاتي را بايد محاسبه كنيم كه نام مقدس محمد و علي و فاطمه و يازده امام از فرزندانشان در آنها درخشيده است و بايد ساعاتي را به شماره آوريم كه نام حسين به آنها جان داده است و بايد روزهايي را به حساب آوريم كه با ياد مهدي صاحب زمان سپري كرده ايم.
در اعتقاد ما، دين غير از حب و بغض نيست، و اين محبت است كه نميگذارد روزهاي شيرين و تلخ در رابطه با ولايت و برائت از خاطره ها محو شود. در ولادت پيامبر تبسمي روح انگيز بر لب مينشانيم و در رحلت او مظلوميت علي و فاطمه را در دل تازه ميكنيم. در ولادت او با جمع بهشتيان به استقبال او در كعبه ميرويم، و در شهادت او خون دل سي ساله ي علي از ظلم سقيفه را با تمام وجود احساس ميكنيم.
در ولادت زهرا با لبخند پيامبر و خديجه غنچه روحمان ميشكفد و بي اختيار متبسم ميشويم، و در شهادت او ضربه را بر پهلوي خود احساس ميكنيم، و به ياد آن سيلي صورت خود را سرخ ميكنيم. بر جود حسن ميباليم و بر تنهايي مظلومانه اش ميناليم. در غدير اوج سرور را در مينورديم و پرچم بزرگترين عيد الهي را بر بلندترين قله ي جهان نصب ميكنيم. در عاشورا از قله ي غم، قصه ي عظيم ترين غصه را مرور ميكنيم و اشك ميريزيم و از خود بيخود ميشويم.
شيعه جنازه مقدس پيامبرش را رها نميكند و به سقيفه نميرود. شيعه فاطمه را در بين در و ديوار و علي را طناب بر گردن تنها نميگذارد. شيعه با خاموش شدن چراغ خيمه ها در شب عاشورا، خود را در تاريكي شب گم نميكند. شيعه با لبيك خود نداي دائمي "هل من ناصر" حسين را لبيك ميگويد. شيعه سم اسبها را بر سينه ي خود احساس ميكند و شيعه به ياد خيمه هاي سوخته در آتش ميدود و "يا حسين" ميگويد
شيعه به ياد كودكان در بيابان دويده ي كربلا در روز عاشورا پاي برهنه ميگردد. شيعه چشمان اشكبار خاندان حسين را كنار سر بريده تنها نميگذارد. شيعه مانند زينب و رباب با ديدن چوب خيزران طاقت از كف ميدهد. شيعه هنوز براي رقيه ي سه ساله در خرابه مرهم ميبرد.
شيعه همچنان اربعين را در كربلا حاضر است. شيعه با زينب بر حسين ميگريد، و با سكينه بر علي اكبر اشك ميريزد، و با رباب براي علي اصغر سينه داغ ميكند و با اطفال حرم يا ابالفضل ميگويد. شيعه همراه كاروان اسيران حسيني و زينبي از كربلا تا كوفه و از كوفه تا شام و از شام تا كربلا و از كربلا تا مدينه ميرود. شيعه بر امامان مظلومي كه به دست ميراث خواران سقيفه محبوس و مسموم شدند مي سوزد.
و اين گونه است اشك شيعه در سوگ اهل بيت است و سرورش در شادي آنان!! شيعه از امامش اين درس ابدي را گرفته است كه (اگر دوست داري در درجات عالي بهشتي با ما باشي براي حزن ما محزون باش و براي شادي ما شاد باش)
مقدمه كتاب تقويم شيعه (به قلم عبدالحسن بنداني نيشابوري) با اندكي تصرف
|
|
|