۞ بخش مطالب مرکز فرهنگی ذاکر ۞

هيئتي بودن، يا حسيني بودن؟!

بسم الله الرحمن الرحيم.
... يك شب يكي از آن كلام هاي ناب سيد جواد يادم آمد ... {از خدا بخواهيم كه هيئتي نشويم بلكه حسيني شويم} محركي بود تا در مورد هيئت بنويسم.
هيئت عزاداري به خودي خود، جاي هيچ ايرادي ندارد، در واقع هيچ ايرادي به هيئت وارد نيست! اما وقتي كه اسماً هيئتي ميشويم و اصل را از محوريت كمي دور ميكنيم، كار ايراد پيدا ميكند.
ميدانيم كه بهترينها همانهايي هستند كه هيئتي اند!
شايد هيئت رفتن حاشيه هايي را ايجاد كند، اما آن محبوبي كه با دست خودش ما را به هيئت كشانده، بزرگ تر از آن نيست كه حاشيه ها را قلم بگيرد و اصل را ببيند؟ آن دلبري كه عشقش را روز ازل در گل ما سرشته، رئوف تر از آن نيست كه لغزش هاي ما را بخشيده و خريدار عزاداري هاي ما باشد؟

ميگويند هيئتي ها فيلم بازي ميكنند ...
مگر ممكن است كسي يك عمر در خانه ي ارباب گدايي كند، مثلا كفش جفت كند و اين يك عمر را فيلم بازي كرده باشد؟ انسان زيبايي خواه است. تا چيزي برايش جذابيت نداشته باشد به سمت آن نميرود. جواب اهل خرد، واضح و روشن است. اما جواب تفرقه اندازان اين است: اگر فيلم هم بازي ميكنند، فيلمي است كه شما لياقت بازي كردنش را نداريد! اگر فيلم هم بازي ميكنند، همان فيلم، حسيني شان ميكند!

ان شا الله معناي واقعي هيئتي بودن را حفظ كنيم و با كنار گذاشتن حاشيه ها اصل را بهتر درك كنيم.
هيئتي بودن حسيني بودن است به شرط آنكه معناي واقعي هيئت را فراموش نكنيم ... وگرنه برميگرديم سر همان كلام سيد جواد كه ميفرمود: از خدا بخواهيم كه هيئتي نشويم بلكه حسيني شويم ...
تقديم به آنكه حسيني بودنمان را مديونش هستيم.
حسيني باشيد، يا علي مدد.
منبع: مركز فرهنگي ذاكر

درباره سایت  |   | تماس با مدیر
هرگونه كپي برداري از مطالب كاملا مجاز است